لوح ۱۱ از حماسه گیل‌گمش

داستان گیل‌گمش

گیلگمش از اوته نه پیشتیم می‌پرسد خود او چگونه به جاودانگی رسید؟
اوته نه پیشتیم ماجرای طوفان بزرگ را برای گیل‌گمش تعریف می‌کند.
اوته نه پیشتیم می‌گوید او زمان طوفان بزرگ به دستور اآ یک کشتی می‌سازد و از هر حیوان یک جفت در کشتی می‌گذارد.
وقتی خدایان متوجه می‌شوند او زنده است، او و همسرش را در گروه خدایان قرار داده و به آن‌ها اجازه می‌دهند در آن سوی دریا زندگی کنند.
آنگاه “اوته نه پیشتیم” جای گیاه جاودانگی را به گیل‌گمش نشان می‌دهد.
گیل‌گمش گیاه جاودانگی پیدا می‌کند.
اما وقتی در حال حمام کردن است، ماری آن را می‌خورد و گیل‌گمش دست‌خالی به اوروک برمی‌گردد.
93183

پیشنهادهای دیگر …