داستان بیژن و منیژه

داستان بیژن و منیژه

بیژن یکی از پهلوانان جوان ایران است.
“گرازان” به مردم شهر آرمان ظلم می‌کند.
کیخسرو، شاه ایران، بیژن و “گرگین میلاد” را برای کمک به آن‌ها می‌فرستد.
بیژن گرازان را شکست می‌دهد.
اما “گرگین میلاد” حیله‌گر بیژن را فریب می‌دهد.
او بیژن را با منیژه دختر افراسیاب آشنا می‌کند.
منیژه عاشق بیژن می‌شود.
منیژه بیژن را بی‌هوش می‌کند و با خود به توران می‌برد.
افراسیاب از موضوع باخبر می‌شود.
افراسیاب بیژن را به چاهی می‌اندازد و منیژه را از قصر بیرون می‌کند.
منیژه روزها برای بیژن غذا تهیه می‌کند و شب‌ها بر سر چاه گریه می‌کند.
شاه ایران که از زنده بودن بیژن آگاه می‌شود رستم را به توران می‌فرستد.
رستم با کمک منیژه، بیژن را نجات می‌دهد و به ایران بر می‌گرداند.
93102

پیشنهادهای دیگر …